تبليغاتX
<BLOGFA> زندگی خطای دید است
زندگی تنها رویای باقی مانده نسل بشر است.اما چه وحشتناک است اگر تنها توهمش هم باشد
 

فرایند تولیدكتاب‌های علمی برای كودك و نوجوان

تولید كتاب علمی، خطی نیست بلكه فرآیندی است و در تعامل میان پدیدآورندگان شكل می گیرد . یعنی از آغاز نگارش تا تولید نهایی كتاب، با یك كار گروهی منسجم همراه است و این گونه كارها، رفت و برگشت‌های زیادی میان هر یك از عضوهای گروه و ناشر دارند. كافی است به شناسنامه‌ی كتاب‌های علمی كه ناشران مطرح دنیا منتشر كرده‌اند، نگاهی بیافكنیم تا مفهوم كار گروهی را به تر دریابیم. این وضعیت در مورد كتاب‌های داستانی كم‌تر به چشم می‌خورد؛ نویسنده ، اثر خود را به ناشر می‌دهد و ناشر آن را به تصویرگر می‌سپارد تا با توجه به فضای كار، تصویرهایی برای آن تهیه كند. در به ترین حالت نیز، گفت و گویی میان نویسنده و تصویرگر رخ می‌دهد.

اما در كتاب علمی، به ویژه كتاب‌هایی كه در سال‌های اخیر منتشر شده است، عكس و تصویرگری نقشی اساسی در انتقال مفهوم دارد. در گذشته، از تصویرگری بیش تر برای توضیح و تقویت متن و جذب مخاطب استفاده شده است، اما در ربع پایانی سده نوزدهم سه تصویرگر برجسته، والتر كِرین، كِیت گریناوی و راندولف گالدِكوت، بعد دیگری به تصویرگری بخشیدند. آنان داستآن های تصویری ویژه‌ای طراحی كردند كه در آن ها متن و تصویر به یك اندازه اهمیت داشتند. به زودی تصویر به عنوان یك عامل اصلی در انتقال مفهوم مطرح شد و از حالت نقش كمكی صرف، فاصله گرفت. در این حالت، رابطه‌ی نویسنده و تصویرگر، بسیار تنگاتنگ و مهم می‌شود. نویسنده باید دید تصویری نیز داشته باشد و تصویرگر نیز با مفهوم ها چندان بیگانه نباشد.

امروزه كتاب‌های علمی برای كودكان و نوجوانان چنان با هنر آمیخته شده است كه یكی از ویژگی‌های برجسته‌ی این گونه كتاب‌ها را می‌توان هنری بودن آن ها نیز دانست. اگر یك كتاب علمی از این ویژگی كم بهره باشد، می‌توان گفت كه نمی‌تواند با مخاطب خود ارتباط صمیمی و عمیقی برقرار كند. از این رو است كه ناشر در تبلیغ اثر خود بر شماره  و چه گونگی تصویر تكیه می‌كند. برای مثال، در فرهنگ نامه‌ی كودك و نوجوان كینگ‌فیشر، متن و تصویر به یك اندازه در انتقال مفهوم نقش دارند. متن اصلی بیش از ۲ هزار تصویرسازی و عكس دارد كه با كنار نویس‌های مشروح جاذبه‌ی دیداری به اثر بخشیده‌اند. خواننده با نگاه كردن به این تصویرها و خواندن كنار نویس‌های آن ها، بی‌ آن كه حتا به متن مراجعه كند، به اطلاعات سودمندی دست می‌یابد.

 

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم مهر 1388  |
 
كلاغ و قالب پنير، لاك پشت و مرغابي، انار صددانه ياقوت، كتاب باران خورده تصميم كبري،دهقان فداكار، انگشت كوچك پترس، كوكب خانم و باز باران با ترانه توي جنگل هاي گيلان، حتماً شما را هم به ياد دوران شيرين درس و مشق و مدرسه مي اندازد.اين ها فقط چند تصوير از تصاوير كتاب هاي دبستان است كه در گوشه ذهن مان حك شده است، تصاويري كه سال ها پيش با آن ها انس و الفتي شيرين و خاطره انگيز داشتيم. اگر از ما بخواهند نام چند درس از سال هاي اول مدرسه مان را نام ببريم، بي گمان در ابتدا به ياد تصويرهاي رنگارنگ آنها مي افتيم. شايد يادمان نباشد كه نقشه مرغابي ها براي لاك پشت تنها چه بود، كتاب كبري چرا باران خورد، دهقان چرا فداكار ناميده شد و نقش انگشت پترس چه بود و يا كوكب خانم براي مهمانان سرزده اش چه غذايي آماده كرد، اما چارقد گل گلي كوكب خانم، انگشت كرخت شده پترس، باران تند جنگل هاي گيلان و مشعل روشن دهقان فداكار را خوب به ياد داريم. اين ها يعني قدرت «تصوير». چشم بچه ها قبل از آن كه متن كتاب را ببيند، تصوير را برانداز مي كند و بيش از آن كه از خواندن كتاب لذت ببرد، از ديدن تصوير آن شاد مي شود.
    كارشناسان، مؤلفان و تصويرسازان كتاب هاي كودك و نوجوان بر اين باورند كه براي انتقال صحيح پيام به كودك بايد تصوير خوب را مكمل متن كرد. اين امر تا جايي اهميت دارد كه مي تواند خلاقيت كودك را شكوفا سازد و او را به مطالعه ترغيب كند.چندسالي است كه اهميت هنر تصوير در كتاب هاي درسي بيش از گذشته موردتوجه قرار گرفته است و هرچند گام هاي مثبتي براي بهبود آنها برداشته شده اما كاستي هايي كه در اغلب كتاب هاي درسي ديده مي شود، موجب شده تا رسيدن به سرمنزل مقصود در وادي تصويرسازي كتاب هاي درسي راه درازي در پيش باشد.
    
    
دو نوع تصوير واقع گرايانه و انتزاعي در كتاب هاي درسي به چشم مي خورد، واقعي و انتزاعي. البته نوع دوم آن نبايد به قدري انتزاعي باشد كه دانش آموز آن را نفهمد و ماهيت تصوير به فراموشي سپرده شود. نكته مهم ديگر آن كه در حال حاضر كتاب ها و تصاوير دوره ابتدايي بيشتر از ساير دوره ها مورد توجه و تأكيد متوليان توليد كتاب هاي درسي قرار گرفته است. در حالي كه بايد كتب مقاطع بالاتر بويژه دانش آموزان هنرستاني داراي ابعاد و رنگ هاي متنوع باشد نه فقط سياه و سفيد، تا برداشت دانش آموز از آن كاملاً طبيعي باشد.

‹بيتا مهدوي› روزنامه‌نگار است و پسرش در كلاس پنجم ابتدايي درس مي‌خواند. او درباره تصويرسازي كتاب‌هاي درسي معتقد است: تصاوير موجود در برخي كتاب‌هاي درسي پنجم ابتدايي، اكثرا نقاشي است و از عكس كمتر استفاده شده است، از طرف ديگر، زن در اين تصاوير تنها به عنوان مادر خانواده است كه وظيفه‌اش شست و شو و پختن غذا است. در تمام اين كتاب‌ها هيچ اشاره‌اي به كار بيرون از منزل خانم‌ها نشده است.
وي‌ مي‌افزايد: سر و وضع و پوشش ظاهري دختران و زنان در اين تصاوير، بسيار ابتدايي و نامرتب است. اين نقاشي‌ها با خود دلتنگي به همراه مي‌آورند و از رنگ‌هاي گرم و زنده در آن‌ها استفاده‌اي نشده است.
‹مهدوي› در پايان مي‌گويد: اين تصاوير به حدي غيرواقعي هستند كه با زندگي عادي دانش‌آموزان تطابقي ندارند. به همين خاطر، فاقد جذابيت هستند و معمولا دانش‌آموزان توجه خاصي به آن ها نمي‌كنند.

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم مهر 1388  |
 
آن‌قدر کوچک بودم که حتي کسي به حرفم نمي‌خنديد. هر چي به بابا ننه‌ام مي‌گفتم مي‌خواهم به جبهه بروم محل آدم بهم نمي‌گذاشتند. حتي تو بسيج روستا هم وقتي گفتم قصد رفتن به جبهه را دارم همه به ريش نداشتنم هرهر خنديدند. مثل سريش چسبيدم به پدرم که الّا و بالله بايد بروم جبهه. آخر سر کفري شد و فرياد زد: «به بچه که رو بدهي سوارت مي‌شود. آخر تو نيم وجبي مي‌خواهي بروي جبهه چه گلي به سرت بگيري؟» 

دستِ آخر که ديد من مثل کَنِه به او چسبيده‌ام رو کرد به طويله‌مان و فرياد زد: «آهاي نورعلي، بيا اين را ببر صحرا و تا مي‌خورد کتکش بزن و بعد آن‌قدر ازش کار بکش تا جانش دربيايد!»
 
قربان خدا بروم که يک برادر غول پيکر بهم داده بود که فقط جان مي‌داد براي کتک زدن. يک بار الاغ‌مان را چنان زد که بدبخت سه روز صدايش گرفت! نورعلي حاضر به يراق، دويد طرفم و مرا بست به پالان الاغ و رفتيم صحرا. آن‌قدر کتکم زد که مثل نرم‌تنان مجبور شدم مدتي روي زمين بخزم و حرکت کنم. به‌خاطر اين‌که تو ده، مدرسه راهنمايي نبود. بابام من و برادر کوچکم را که کلاس اول راهنمايي بود، آورد شهر و يک اتاق در خانه فاميل اجاره کرد و برگشت. چند مدتي درس خواندم و دوباره به فکر رفتن به جبهه افتادم. رفتم ستاد اعزام و آن‌قدر فيلم بازي کردم و سرتق بازي در آوردم تا اين که مسؤول اعزام جان به لب شد و اسمم را نوشت.

روزي که قرار بود اعزام شويم، صبح زود به برادر کوچکم گفتم: «من مي‌روم حليم بخرم و زودي برمي‌گردم.» قابلمه را برداشتم و دم در خانه قابلمه را زمين گذاشتم و يا علي مدد. رفتم که رفتم.

درست سه ماه بعد، از جبهه برگشتم. در حالي که اين مدت از ترس حتي يک نامه براي خانواده نفرستاده بودم. سر راه از حليم فروشي يک کاسه حليم خريدم و رفتم طرف خانه. در زدم. برادر کوچکم در را باز کرد و وقتي حليم ديد با طعنه گفت: «چه زود حليم خريدي و برگشتي!» خنده‌ام گرفت. داداشم سر برگرداند و فرياد زد: «نورعلي بيا که احمد آمده!» با شنيدن اسم نورعلي چنان فرار کردم که کفشم دم در خانه جاماند!

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم مهر 1388  |
 
ساخت بازی های رایانه ای بر اساس انیمیشن های مشهور از مهم ترین رویدادهای حوزه بازی های رایانه ای به شمار می ایند اینکه ظرف چند دهه مهم ترین انیمشن های تاریخ تبدیل به یک اثر راینه ای و بازی شده اند، نشان از توجه و لزوم رویکرد سازندگان بازی هایرایانه ای به این وضعیت دارد.بعید است که کودکی در رویاهای خود میکی موس را دوست داشته باشد و قهرمان روزها و شب هایش «بتمن» باشد و نخواهد تا شخصا این شخصیت ها را رهبری کرده و بر حریفا پیروز کند.

 

بازی رایانه ای این موقعیت مناسب را به کودکان می دهد تا با بهره گیری از فرصت های پیش آمده زمینه های تازه ای را برای برون رفت از دور ماندن از همذات پنداری با شخصیت های محبوب خود به دست آورده تا با کسب لذت و هیجان ، ازجذابیت های تصوریری و بصری بازی های رایانه ای نیز بهره مند شود.

 

سینمای جهان نیز با توجه به این مسایل و نیز برای صدور فرهنگ خود با رویکرد تاثیر مستقین بر ذهن گروه سنی کودک ون وجوان، به جای خلق شخصیت های تازه که نیاز به زمان ریادی برای مقبولیت و محبوبیت دارد، از فرمول های موفق قبلی بهره برده و این موفقیت را در وسعت بیشتری و با تاثیر بیشتری ادامه می دهد.

نگاهی داریم به چند گیم مشهور که بر اساس موفق ترین انیمیشن های تاریخ سینما ساخته شده اند.

 

گودال پروند ه های آتشی

این فیلم که از موفق ترین انیمشن های تاریخ سینما به شمار می آید و مورد توجه منتقدان بزرگی چون «راجر ابرت» و دیگران واقع شده، بر اساس  رمانی اثر «

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388  |
 
سینمایی که عاشقانه شد

نگاهی به رویکرد های بین المللی به سینمای ایران در 30 سال گذشته

سینمای ایران که در دوران قبل از انقلاب شکوهمند اتقلاب اسلامی جریانی عامه پسند و سطحی نگر را طی می کرد، در 30 گذشته و پس از بهمن 57 دوران تازه ای را تجربه می کند ونگاه های جهانی را با خود همراه می بیند.اتفاقی که می تواند به رسیدن به فرمولی تازه برای رسیدن به جایگاههای اصیل جهانی این سینما را یاری برساند.

سینمای آبگوشتی به دنبال افتخار نبود

جریانی که در دوران قبل از انقلاب بدنه اصلی سینما را تشکیل می داد ملغمه ای از احساسات گرایی سطحی به همراه الگو برداری های ناقص از سینمای فقیر کشور های درجه چندمی چون ترکیه و هندوستان بود که انها البته توان مادی ساخت آثاری را داشتند که بتواند لا اقل در کشور خودشان جواب دهد.داستان های کلیشه ای که بر اساس فیلمنامه هایی که فاقد هر گونه خلاقیتی بودند و با استفاده از بازیگرانی که چهره محبوب دوران خود بودند تنها دست اویزی بود برای این فیلم ها تا بتوانند سینما را تبدیل به  دکانی  کنند تا صرفا بفروشد تا تهیه کنندگان ان صاحب سود سرشاری شوند.

در این بین البته استثناهایی نیز وجود داشتند وبی انصافی است اگر بخواهیم ان را نادیده بگیریم.گاو محصول سینمای مستقلی بود که در بخش خصوصی ساخته شد و با موفقیتی که در سطح جهانی و داخلی به دست آورد توسط دولتی ها مصادره شد.مسعود کیمیایی نیز با ساخت قیصر و چند فیلم پس از آن توانست سردمدار سینمای موج نوی ایران شود.روح  انقلاب گری و ستیزه جویی این فیلم که می خواست مانیفستی در برابر رژیم گذشته باشد سرانجام آن چنان مدیران فرهنگی وقت را آزار داد تا مجبور به توقیف و سانسور بی سابقه فیلم گوزنها (فیلم دیگری از کیمیایی) شد.

علی حاتمی هم در دورانی که گرایش به کپی برداری از روی فیلم های دسته چندم بیگانه یک اصل بود برای فرهنگ ایرانی و با حسی نوستالژیک نسبت به سنت ها  قلندر و حسن کچلش را می ساخت تا با استواری این راه را از دست رفته نبیند.

به هر حال سینمای ایران با حضور اندک فیلم های مستقل که می خواستند جریانی در بابر بدنه اصلی تجاری ساز باشند در گیر ودار هنر بودن و نبودن بود و به جز چند مورد اندک شمار انزوایی محاصره شده را در برابر خود می دید که راهی برای فرار نداشت.!

انقلاب اسلامی فرصتی برای نفس کشیدن و خلاقیت

بعد از دورانی که انقلاب در حال تثبیت بود و در روزگاری که جنگ تحمیلی به کشورمان تحمیل شده بود شاید باید به سینماگران هم حق داد که  چندان در گیر ودار ساخت فیلم های سینمایی به شکل مرسوم نباشند.اما در همین روزها هم ساخت فیلم های سینمایی نشان از تحولی شگرف در سینمای ایران می داد.

شاید اولین اثر کودکانه که خاطه خوش نسل 25 – 30 ساله های امسال باشد فیلم مدرسه موشها بود که توانست با فروش بالای خود نظر مثبت و در عین حال حیرت اور رسانه های خارجی را نسبت به خود جلب کند.

 

مرضیه برومند با استفاده از بازیگران تئاتری و جوان آن روزها تیمی تشکیل داد و فیلمش را در چندین جشنواره خارجی نیز به نمایش گذارد.

نسل تازه ای که به سینمای ایران پای گذارده بود نشان داد که سینما ی ما هم سرشار از استعداد هایی جهانی است که می تواند جهانیان را نسبت به خود متوجه کند .

اقبال شدید جسنواره ها و فستیوال های خارجی به فیلم های محسن مخلمباف که آن روزها ارزشی می ساخت و هنوز هم خود را ایرانی می دانست نمونه ای از این توجه بود.

اما همه چیز به همین سادگی پیش نرفت

کم کم فیلم هایی در جشنواره های خارجی فرصت درخشش می یافتند که در ان نگاهی سیاه گونه به زندگی  ایرانی  و سیاه نمایی نسبت به زندگی در آن به چشم می خورد.چیزی که حتی با افراط زیاد در اهدای جوایز به این فیلم ها اعتراض بسیاری از سینماگران ر انسبت به توجه معنا دار خارجی به این گونه آثار موجب شد.

طبیعی بود که دنیای غرب که سیاست های امپریالیستی را ترویج می داند با نگاهی مثبت به ساخت فیلم های تلخ در ایران واگنش نشان دهند.اما به راستی سینماگر ایرانی حق داشت تنها به روایت فقر و بیماری و... در کشور بپردازد وچشمانش را نسبت به زیبایی حتی طیبعی در کشور ببندد.

جشنواره کن توهم یا سراب

 

با موفقینت فیلم طعم گیلاس در جشنواره کن که بزرگترین رویداد سینمایی در جهان به شمار می رود سیل ساخت فیلم هایی با تقلید صرف از روی سبک ساده ساخت عباس کیارستمی آغاز شد.واقعیت این بود که کیارستمی با استفاده از خلاقیت بالا در دهه 90 سینمایی تازه را به دنیا معرفی کرد ک در عین سادگی در ساخت دارای مفاهیم بنیادین انسانی بود.اما فیلم هایی که پس از این فیلم وبه تقلید از ان ساخته شد از کمترین تکنیک سینمایی بهره مند نبودند.مسوولان کن پس از موفقیت طعم گیلاس دره ای جشنواره خود را بروی فیلم های ایرانی با سیاستی ایارن گریز بنا کردند وبا دعوت از فیلم های دیگر سعی داشتند تا سیستم کلی سینمای ایارن را دچار مشکل کنند.

جنجالی که درباره فیلم بهرام بیضایی که درباره کیش ساخته بود  توهینی به سینمای ایران بود که نگاه خود خواهانه خارجی را نمایش می داد.

پس از این دوره و ده سال گذشته اگر هم قرار بود کن نماینده ای از ایران را دعوت کند یا به فیلم هایی با مضامین سیاسی اجازه حضور می داد یا با رفتاره ای غیر حرفه ای خود به ایجاد تفرقه در بین اهالی سینما یاری می رساند.

 

 

 

ما عاشقانه فیلم خواهیم ساخت

مجید مجیدی با فیلم بچه های آسمان وموفقیت بی نظیر این فیلم در چندین جشنواره معتبر آن دوره نگاه سینمای ایران را به فستیوال های معتبر دیگری چون تورنتو برلین و ونیز و مونترال باز کرد .رنگ خدا ساخته دیگری از این فیلمساز مسلمان که عاشقانه ای در ستایش از انسانیت و الوهیت بود درخششی غیر قابل انکار در حوزه ای بین المللی داشت که حتی رسانه ها یی چون رویترز و بی بی سی در برابر ان سر تسلین فرود آوردند و آن را تحسین کردند.

 

ظهور استعداد هایی چون محمد رضا هنرمند، ابراهیم حاتمی کیا ، رخشان بنی اعتماد،  تهمینه میلانی، بهمن قبادی، کیومرث پور احمد  و... در کنار نسلی که با تجربه اش میراثی ارزشمند در سینمای ایران بودند (مردانی چون مهرجویی ، کیارستمی کیمیایی بیضایی و تقوایی) قدرتی شگرف به این سینما می بخشید که با حضور در بعد بین المللی فرمولی تازه را باری سینمای جهان تجویز می کند و آنها را وادار می سازد  که به سینمایی که ما طراح آن هستیم تعظیم کنند.

سینمایی که ساده بود ساده فیلم می ساخت از انسان می گفت و برای انسان ارزش قایل بود. سینمایی که در آن خبری از خشونت وسبعیت نبود و قرار نبود غرایز انسانی بهانه ای برای جلب مخاطب باشد.

امروز و در آستانه صد و هشت سالگی این سینما قرار گرفته ایم و جهان را به مبارزه ای نا برابر می خوانیم تا نشان دهیم می توان عاشقانه و ساده همچنان فیلم ساخت.

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  |
 جانی دپ علاقه‌اي به ديدن خودش ندارد
جاني دپ بازيگر فيلم دشمنان مردم در تازه‌ترين اظهار نظر خود گفته است كه علاقه‌اي به ديدن خود بر پرده سينماها ندارد.

به گزارش هاليوود ريپوتر وي درباره آخرين فيلمي كه از وي به زودي اكران مي‌شود گفت: دوست دارم بيشتر در توليد فيلم نقش داشته باشم تا اينكه خودم را روي پرده ببينم.

از هفته آنيده فيلم دشمنان مردم با بازي جاني دپ بر روي پرده مي آيد او در اين فيلم نقش يك گانگستر حرفه اي با عنوان باب دلينگر را بازي مي‌كند كه ماموران اف بي آي را ناكام مي گذارد و با عث رعب و وحشت مي شود.

وي چندي است كه از زندگي در هاليوود و آمريكا خداحافظي كرده و در اروپا در كلبه‌اي يلاقي زندگي مي كند.

جاني دپ همچنان گفته است كه به فكر فيلمنامه هايي قويتر نسبت به آنچه كه اين روزها به او پيشنهاد مي شود افتاده است.

|+| نوشته شده توسط در شنبه ششم تیر 1388  |
 "دشمن مردم" آماده نمايش شد/نمایش ناتوانی اف بی آی در مهار گانگسترها

فيلم سينمايي " دشمن مردم: بزرگترين مجرم امريكايي" كه بر اساس كتابي به همين نام ساخته شده، با پايان مراحل فني به زودي در سينماهاي جهان نمايش داده مي شود.اين فيلم به داستاني جنايي در سال‌هاي 40 و 50 ميلادي مي پردازند وناتوانی موجود در اف بي آي را به چالش مي‌كشد.

اين فيلم را " مايكل مان" انجام داده و فيلمنامه آن را "رونان بنت" نوشته است.

اين فيلم كه فضايي جنايي دارد به دهه 30 آمريكا و سوء استفاده گروه‌هاي گانگستري از نوجوانان مي پردازد.

مايكل مان  فيلم پروژه "فرانكي ماشين" را كه آن هم اقتباس از يك كتاب است را پيش رو دارد.

اين كارگردان 64 ساله تاكنون چهار بار نامزد دريافت جايزه اسكار شده و با پيشنهاد شركت فيلمسازي يونيور سال داستان "دشمنان مردم: بزرگترين مجرم امريكايي " را  ساخت.

نقش "جان ديلينگر" گانگستر دهه چهل كه شخصيت اصلي داستان است را "جاني دپ" بازي خواهد كرد. علاوه بر او در اين اثر بازيگراني چون "كريستيان بل" و " ليلي سوبيسكي" بازي كرده اند

|+| نوشته شده توسط در شنبه ششم تیر 1388  |
 بازیگر و خواننده آمریکایی محکوم به جمع آوری زباله جاده ها شد
«کریس براون» بازیگر و خواننده هالیوودی به علت اعمال رفتار وحشیانه با نامزدش«ریحانا» از بادیگر بازیگران سینمای هالیود محکوم به جمع آوری زباله در جاده‌ها و پاک کردن دست نوشته‌های هوادرانش در خیابان شد.

به گزارش آسو شيتد پرس، دادگاه در حالي كه مي توانست وي را به زندان محكوم كند اين تصميمات شرم آور را براي اين بازيگر ثروتمند گرفت ولي وكلاي او در مصاحبه‌اي اطمينان داده اند كه براون با اعتراض به راي دادگاه اين كار را نخواهد كرد.

بر اساس اين گزارش وي چندي پيش به شكل وحشيانه اي نامزدش را مورد ضرب و جرح قرار داد .اين بازيگر سيه چرده در دسته بازيگران و خوانندگان ثروتند هاليوود قرار مي گيرد وبسياري از كودكان آمريكايي زا وي به عنوان الگو استفاده مي كنند.

علاوه بر اين دادگاه در ادامه حكمش اين دو بازيگر را به جدايي محكوم كرده كه در نوع خود رايي بي سابقه است.اين خبر هم اكنون در صدر اخبار خبرگزاري هاي سينمايي جهان قرار گرفته است.

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388  |
 کامرون و اقتباس از رمان شرقی
«جيمز كامرون»، كارگردان سينما قصد دارد تا به زودي فيلمي را بر اساس رماني گرافيكي با عنوان «فرشته نبرد» جلوي دوربين ببرد.

فيلم‌نامه اين اثر را خود كامرون با اقتباس از رماني اثر «يوكيتو كيشيرو» نوشته و كارگرداني خواهد كرد.

از آثار قبلي كامرون مي‌توان به فيلم‌هايي چون«ورطه»،«بيگانه‌ها»‌«نابودگر2» و «تايتانيك» اشاره كرد كه اين فيلم آخر در زمره پر فروش‌ترين آثار سينماي جهان به شمار مي‌آيد. وي در كارنامه خود سه اسكار و 35 جايزه بين‌المللي ديگر را دارد.

اين فيلم در ژانر فانتزي و علمي تخيلي ساخته خواهد شد و تاكنون حضور هيچ بازيگري در آن قطعي نشده است.

كيشي‌رو نويسنده 39 ساله ژاپني طراح مانگاهايي (كميك استريپ‌هاي ژاپني» است كه از فروش بالايي در شرق برخوردار بودند.

تاكنون تنها يك اقتباس بر اساس كتاب‌هاي اين نويسنده ژاپني انجام گرفته است.اين فيلم را «هيروشي فوكوتومي» كارگرداني كرده و «گانم» نام دارد.

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388  |
 کامرون و اقتباس از رمان شرقی
«جيمز كامرون»، كارگردان سينما قصد دارد تا به زودي فيلمي را بر اساس رماني گرافيكي با عنوان «فرشته نبرد» جلوي دوربين ببرد.

فيلم‌نامه اين اثر را خود كامرون با اقتباس از رماني اثر «يوكيتو كيشيرو» نوشته و كارگرداني خواهد كرد.

از آثار قبلي كامرون مي‌توان به فيلم‌هايي چون«ورطه»،«بيگانه‌ها»‌«نابودگر2» و «تايتانيك» اشاره كرد كه اين فيلم آخر در زمره پر فروش‌ترين آثار سينماي جهان به شمار مي‌آيد. وي در كارنامه خود سه اسكار و 35 جايزه بين‌المللي ديگر را دارد.

اين فيلم در ژانر فانتزي و علمي تخيلي ساخته خواهد شد و تاكنون حضور هيچ بازيگري در آن قطعي نشده است.

كيشي‌رو نويسنده 39 ساله ژاپني طراح مانگاهايي (كميك استريپ‌هاي ژاپني» است كه از فروش بالايي در شرق برخوردار بودند.

تاكنون تنها يك اقتباس بر اساس كتاب‌هاي اين نويسنده ژاپني انجام گرفته است.اين فيلم را «هيروشي فوكوتومي» كارگرداني كرده و «گانم» نام دارد.

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388  |
 
 
بالا